Translate

اختیار و انتخاب حقیقتی فراتر از تصور


" توجه: در این نوشته، مفهوم دو واژه «اختیار» و «انتخاب» را از دیدگاه خود درباره بهشت این‌گونه بیان کرده‌ام:"

مفهوم  و شرح کلمه اختیار :

در این متن، اختیار نه به معنای توانایی انجام عمل، بلکه به معنای آزادی بی‌حد و مرز در جهت بهره‌مندی از نعمت‌های پاک و بی‌نقص در بهشت، بدون هیچ رنج و تلاشی، به آدم و حوا عطا شد. این حق برخورداری، به عنوان نشانه‌ای از شایستگی اشرف مخلوقات، به آنان بخشیده شده بود. بااین‌حال، این آزادی مطلق محدود به حکمت الهی بود که از طریق فرمان خداوند درباره «درخت ممنوعه» مشخص شد. بنابراین، اختیار آنان در بهشت، نه به معنای تصمیم‌گیری مستقل، بلکه به معنای پذیرش نعمت ها در حکمت مشیت الهی بود.

مفهوم و شرح کلمه انتخاب :

در این متن، انتخاب به معنای برخورداری از حق گزینش میان خوب و بد به آدم و حوا داده نشد، بلکه انتخاب، حقی مشروط به تفکر و تعقل در مورد اطاعت از فرمان الله بود. در بهشت، آدم و حوا نیازی به انتخاب نداشتند، بلکه تنها می‌بایست از الله فرمانبرداری می‌کردند و از وسوسه‌های شیطان دور می‌ماندند. ابزار شیطان، یعنی میوه ممنوعه، به نام انتخاب در برابر آنان جلوه داده شد تا آنان را از فرمان الهی دور کند. ازاین‌رو، انتخاب در بهشت نه به معنای آزادی در تصمیم‌گیری، بلکه به معنای آزمونی بود که سرپیچی از آن، پیامد خروج از بهشت را در پی داشت.
" ازاین‌رو، انتخاب در بهشت نه به معنای آزادی در تصمیم‌گیری، بلکه به معنای آزمونی بود که سرپیچی از آن، پیامد خروج از بهشت را در پی داشت، زیرا اگر این آزمون به‌عنوان فرصت یا میوه ممنوعه ی بنام انتخاب در بهشت وجود نداشت، شیطان فرصتی را که مطالبه کرده بود، به شکل دیگری دریافت نمی‌کرد."

جهت جلوگیری از سوءتفاهم، یک مثال نیز آورده شده است:

برخی افراد که فرهنگ تضاد دارند، دیدگاهشان نسبت به قوانین جامعه در مورد رانندگی این‌گونه است: آن‌ها تصور می‌کنند که حین رانندگی آزاد نیستند، زیرا نمی‌توانند از هر مسیری که می‌خواهند عبور کنند و با اشاره به تابلوهای «ورود ممنوع» سعی می‌کنند ادعای باطل خود را اثبات کنند.

اما اگر با دقت و تعقل به موضوع بنگرند، خواهند فهمید که آزادی واقعی در رانندگی، عبور بدون خطر، استرس و حادثه است، نه هرج‌ومرج و بی‌نظمی. در حقیقت، قوانین راهنمایی و رانندگی برای حفظ ایمنی و آسایش همه وضع شده‌اند، نه برای محدود کردن آزادی افراد. نتیجه:

برخی افراد ادعا می‌کنند که اگر در بهشت آزادی بی‌حد و مرز وجود داشت، پس چگونه می‌توان حضور میوه ممنوعه را توضیح داد؟ آیا این نشان‌دهنده وجود یک محدودیت نیست؟ بنابراین، به اعتقاد آن‌ها، انسان در بهشت نیز کاملاً آزاد نبوده است، چراکه چیزی وجود داشت که ماهیت فیزیکی او را تغییر می‌داد.

اما پاسخ این است که میوه ممنوعه یک «نهی» بود، نه یک «محدودیت». درست مانند تابلوی ورود ممنوع که وجودش به این معنا نیست که راننده از حرکت کردن منع شده، بلکه نشان‌دهنده یک مسیر نادرست است. آدم و حوا آزادی مطلق برای بهره‌مندی از نعمت‌های بهشت داشتند، اما این آزادی به معنای حق انتخاب میان خیر و شر نبود، بلکه تنها در چارچوب فرمان الهی معنا پیدا می‌کرد. میوه ممنوعه، برخلاف تصور برخی، انتخاب، فرصت یا امکانی برای تغییر سرنوشت نبود، بلکه تنها ابزاری بود که نافرمانی از فرمان خدا را آشکار می‌ساخت. آزادی در بهشت، آزادی از رنج، سختی و خطر بود، نه آزادی در برابر فرمان الهی.

 بنابراین:

  • در بهشت، آدمیت بدون نیاز به تصمیم‌گیری، از نعمت های الهی بهره‌مند بودند. و آدمیت در بهشت اختیار یعنی آزادی بی‌حد و مرز داشت اما حق انتخابی نداشت.

  • در زمین، انسانیت نیازمند تصمیم گیری به روش تفکر و تعقل حق انتخاب دارند، البته انتخاب به‌عنوان آزمایشی برای هدایت یا گمراهی قرار داده شده است و انسانیت بر روی زمین اختیاری ندارند.

ماهیت اختیار در بهشت

اختیار، یعنی برخورداری بدون محدودیت، آزادی کامل در بهره‌مندی از نعمت‌های بهشتی و زندگی ابدی، آدم و حوا هر آنچه برای زندگی کامل و بی‌دغدغه نیاز داشتند، در اختیارشان بود. هیچ کمبودی وجود نداشت، هیچ نیازی آن‌ها را به تکاپو و زحمت وا‌نمی‌داشت. تنها یک ممنوعیت وجود داشت: میوه‌ای که "انتخاب" نام داشت و آدم و حوا آن میوه را با خوردنش قسمت خود کردند و سرنوشت‌شان با آن گره خورد و نتیجه مسیر زندگی شان را تغییر داد و این کار باعث شد که اختیار نامحدود از آدمیت گرفته شود. و همچنین سرنوشتی که تنها به یک جهت منتهی میشد، حالا به دو مسیر ختم بشود؛ یکی اطاعت از فرمان خدا دومی نافرمانی از خدا. و نیز قسمتی که به بهترین نعمت ها ختم میشد حالا به نعمت های خوب و بد قسمت میشوند.

شاید این پرسش برای شما هم پیش بیاید که آدم و حوا تکامل یافته خلق شده بودند و در حالی که نیازی به تصمیم‌گیری نداشتند اما باز از میوه ممنوعه خوردن و چرا خداوند این فرصت را به شیطان داد؟

پاسخ این است که آدم و حوا از ابتدا برای زندگی در زمین آفریده شده بودند، چراکه خداوند از حکمت خویش چیزی می‌دانست که فرشتگان از آن آگاه نبودند. فرمان الهی برای سجده، نه‌تنها اطاعت فرشتگان را در بین خودشان آشکار ساخت، بلکه پرده از سرشت نافرمان یکی از آنان نیز برداشت. آن فرشته، که در حقیقت ابلیس بود، با تکبر و سرکشی از فرمان خدا سرپیچی کرد و برای گمراهی انسان، از خداوند فرصت خواست.

در این آزمون، اگر آدم و حوا آگاه و تسلیم اراده الهی می بودند، از وسوسه‌های شیطان در امان می ماندند. اما چون در مسیر  ابلیس گام برداشت، نشان دادند که شایستگی ماندن در مقام قرب الهی را نداشتند. ازاین‌رو، انسان باید مسیر خویش را در زمین ادامه میداد، تا با گذر از آزمون‌ها، جایگاه ابدی خود را بیابد.

آدم هنگام فرود آمدن به زمین، یک مخلوق کامل بود و نیازی به تکامل جسمی یا روحی نداشت. او در بهشت، بی‌نیاز از تلاش برای روزی بود، اما با نافرمانی، این موقعیت را تغییر داد و وارد جهانی شد که در آن، شناخت خوب و بد ضروری بود. از آن پس، تفکر و تعقل برای انتخاب مسیر درست بر او واجب شد. بااین‌حال، در سرای باقی، بار دیگر نیاز به تمایز بین خوب و بد از میان خواهد رفت، چراکه در بهشت همه‌چیز نیکوست. 

ماهیت انتخاب بر زمین

انتخاب‌های انسان بر روی زمین گاهی تحت تأثیر شرایط، عوامل خارجی و حتی تصمیمات گذشته قرار می گیرد. به همین دلیل، انسان‌ها باید از میان راه‌های مختلف، راه درست را انتخاب کنند. پس بر روی زمین انتخاب به معنای برخورداری از حق گزینش است. آدمی نمی‌تواند انتخاب کند که امروز خوب باشد یا بد، بلکه باید به این درک برسد که باید همواره خوب باشد. انسان، نه برای تکامل، بلکه برای آزمون انتخاب و تسلیم در برابر اراده الهی به زمین فرود آمد و هرکس با تعقل و فرمان‌برداری از خداوند، راه درست را برگزیند، از هدایت‌یافتگان خواهد بود و از گمراهی نجات خواهد یافت.

پس، آیا انسان دارای اختیار است یا صرفاً دارای انتخاب است؟ این سؤالی است که برای یافتن پاسخ آن، باید در مفهوم آیات قرآن تأمل کرد، همان‌طور که در قرآن کریم می‌خوانیم:

"فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ" (التغابن، 16)
"پس تا جایی که می‌توانید از خدا پروا کنید."

"لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا (25) إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا (26)"

"در آنجا (بهشت) نه سخن بیهوده‌ای می‌شنوند و نه سخنی گناه‌آلود، (25) بلکه فقط سخن سلام و صلح و صفا (می‌شنوند). (26)"

 در سوره طه، آیه ۱۱۸می خوانیم  إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ (۱۱۸)

 "در حقیقت، برای تو در آنجا این [امتیازاست که نه گرسنه می‌شوی و نه برهنه می‌مانی."

سوره76 بنام الإنسان، آیه 13 در قرآنمُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ ۖ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا (۱۳)

که در آن بهشت بر تختهای عزت تکیه زنند و آنجا نه آفتابی سوزان بینند و نه سرمای سخت(۱۳)

"إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا" (الإنسان، 3)

"ما راه را به او نشان دادیم، چه شاکر باشد و چه کافر"

انسان در انتخاب‌های خود تحت تأثیر اراده و خواست الهی است. آدمیت هیچ‌گاه نمی‌تواند از مسیر الهی خارج شود مگر اینکه خود را به دامی از گمراهی بیندازد.

در این مقاله، تفاوت میان این دو واژه و تأثیر آن‌ها بر زندگی انسان‌ها را بررسی کرده‌ایم تا مشخص شود که انتخاب‌های ما در این دنیا تنها بازتابی از خواسته‌های فردی نیست، بلکه نهایتاً نشان‌دهنده مسئولیت‌های دینی و الهی است که باید در نظر گرفته شوند.


🔔 «برای تکمیل مطالعات، روی مقالات پیشنهادی زیر کلیک کنید تا به صفحه مربوطه هدایت شوید.»

هشدار

هشدار:مطالب این وبلاگ بر اساس تحقیقات و تأملات شخصی نویسنده است که به منظور بررسی موضوعات علمی و فلسفی نگاشته شده‌اند. این مطالب ممکن است مشابه نظرات، آموزه‌ها و باورهای موجود در جامعه باشند و جایگزین مشاوره علمی یا تخصصی نمی‌شوند. حتی اگر نویسنده به درستی اعتقادات، باورها و نظرات شخصی خود را ارائه می‌دهد، این مطالب نظرات و باورهای شخصی هستند و ممکن است با باورها یا قوانین خاص برخی کشورها در تضاد باشند. خوانندگان باید در نظر داشته باشند که مسئولیت استفاده از این مطالب بر عهده‌ی خودشان است.

هیچ نظری موجود نیست: